✾ فــرار از زنــدان ✾ 

آقو ما یه بار تو یکی از زندان های آمریکا بودیم… یه پسرو هم اونجا بود بهش میگفتن مایکل…
آقو ای پسرو نقشه زندانو رو تنش خالکوبی کرده بود میگفت من شما رو فراری میدم…گفتیم خب خدا رو شکر بالاخره در میریم...
آقو از شانس ما شب قبل فرار ای پسرو آبله مرغون گرفت همه تنش پر جوش شد... نقشه ی رو تنش قاطی پاطی شد.
از تو زندان تونل زدیم از وسط کاخ سفید سر در آوردیم!
ها ها ها…
ینی چنان ضایع شدیما… 400 سال دیگه حبس واسمون بریدن…36 بارم به اعدام محکوم شدیم!
آقو یعنی له له شدیم...
/ 2 نظر / 14 بازدید
شميم

دلنشين بود اميدوارم در ضمينه وبلاگ نويسي از اين هم موفق تر بشي خواستي به وب من هم بيا http://alpha20.mihanblog.com/extrapage/hadiehshop

ali

خسته نباشی برادر بسیجی